گفتنی ها رو گفتم
وقتی که پیشم نبودی فقط خودم بودم و غم
دلم میخواد بهت بگم چه سختیهایی کشیدم
بگم چه بیچاره شدم بگم به آخر رسیدم
میخوام بگم چشمای من رو هیچ شبی بسته نشد
لب من از بوسیدن عکسای تو خسته نشد
بگم گلای گلدون رو با گریه هام آب می دادم
عروسکهای طاقچه رو با یاد تو خواب می دادم
می خوام بگم بدون تو هیشکی سراغم نیومد
آخه نداشتم کسی رو تنها رفیقم شده درد
بگم که وقتی نبودی تو اون شبای پر ز درد
حتی یه بار آسمون هم همراه من گریه نکرد
می خوام که قلب من از گله و گریه پره
نگاه نکن که ساکته منتظر تلنگره
گفتنی ها رو دیگه من زودتر به آخر می برم
گواه من این قلبمه همراه چشمای ترم
اینکه الآن کنارمی از همه چیز مهم تره
دوست دارم خیلی زیاد این دیگه حرف آخره

